تبليغاتX
"گل آقا"
کورش کبير دستگير و روانه زندان شد. شخص مذکور به علت ساخت بناي مقبره خود بر سر راه سد سيوند مدت ها آبگيري اين سد را به تعويق انداخته بود و يکي از عوامل بزرگ بر سر راه آباداني و توسعه کشور بود اما سرانجام با تلاش شبانه روزي ماموران به دام افتاد.
اتهام وي براندازي نرم به علت اخلال در نظام آبرساني به کشاورزان زحمتکش، تبليغ عليه نظام با توجه به ورود هزاران اجنبي به کشور براي بررسي اثرات سد مذکور، تشويش اذهان عمومي و اقدام عليه امنيت کشور با دامن زدن به بحران آب، عنوان شده است. کورش در هنگام دستگيري در حالي که سر خود را پايين انداخته بود عنوان کرد من از سي سال پيش بنا به اظهارات شاه ملعون مبني بر اينکه بخوابم که وي بيدار است به خواب فرو رفتم و هرگز نمي دانستم که در خواب مشغول انجام دادن چنين کار هاي قبيح و ننگيني عليه کشور خود مي باشم. در اينجا از تمام مسئولين و قضات کشور خواهشمندم براي تاديب اينجانب و عبرت سايرين اشد مجازات را در حق اينجانب اعمال نمايند.
در آخرين لحظات نگارش اين خبر مطلع شديم کورش کبير به دليل اتهامات وارده به اعدام محکوم گشته و به علت حضور رئيس جمهور در مراسم عفو و بدرقه متجاوزان انگليسي به کشور خود حکم وي لازم الاجراست و کسي حاضر به عفو وي نشده است.
کورش در آخرين لحظات زندگي خود با تشکر از نواده هاي خود در اداره کشور از رفتار رافت آميز آنان در بخشش ملوانان متجاوزي که توسط بعضي از روزنامه ها به اعدام محکوم شده بودند اظهار اميدواري کرد روزي اين رافت و بخشش شامل حال مردم داخل کشور نيز بشود!
 
ترجمه عنوان: يانکي به خانه ات برگرد.... و منو با خودت ببــــــــــــــــــــــــــــــر....!!!
اين شعار بعضي هاست براي خروج اجنبي ها از کشورشون...!
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 15:16 توسط مارکوپولو |


نمی دونم چم شده... اصلا نوشتنم نمیاد... فکر کنم دچار ننویسندگی مزمن شدم... باور کنید هزار تا سوژه طنز وجود داره از سفر آقای کاپتاه نژاد ( رجوع شود به کتاب سینوحه قسمت پادشاه دروغین) به شهر گل و بلبل و خوشا شیراز و وصف بی مثالش گرفته تا تردید در اعلام خبر خوش هسته ایی میشه هزار تا طنز نوشت ولی نمی دونم چه بلایی سرم اومده... شب جمعه ست خیر امواتتون بگین چیکار کنم... نوشتنم نمیاد... یکی کمک کنه... این چند مدت هزار بار نشستم تا نصفه یه چیزایی نوشتم ولی بعد خط کشیدم روش... ذهنم مشغوله....حالا خدا رو شکر به قسمت جدی نویسی ذهنم آسیبی وارد نشده... دیروز یه مقاله می خوندم در مورد خشک شدگی قلم بعد از مدتی ننوشتن... چه بیماری با کلاسی... دوست دارم این مشکل رو داشته باشم... ببینم کسی یه اشیا پزشکی خوب سراغ داره قلممو ببرم پیشش.... بیچاره خشک شده... بگذریم.... بست می شینم ببینم تا چند روز آینده می تونم یه چیز خوب بنویسم یا نه... اگه نشد دسته جمعی باید یه مشت بچه کوچولو رو بردارم برم دعای جوهر... خوش باشید...

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 12:2 توسط مارکوپولو |


                                        

علی رغم ادعاهای منتشر شده مبنی بر توهین فیلم جنجالی سیصد به ایرانیان، این فیلم حاوی نکات بسیار جالب تاریخی است که شاید محققان به این نکات توجهی نداشته اند. در زیر به تعدادی از آنها اشاره شده است:

  1. ایرانی ها برعکس ادعاهای واهی عنوان شده مبنی بر وحشی بودن، انسان های با مرام و خوبی بوده اند. چرا که با وجود افزونی تعدادشان نسبت به سپاه یونانی، همیشه تک تک به حریف خود حمله می کردند تا به وی فرصت دفاع از خود را بدهند!
  2. با وجود تعداد اندک سیصد نفری اسپارتایی ها در مقابل سپاه یک ملیون نفری ایرانیان، همیشه آنها در مقابل ایرانیان متحد می شدند و هنگام کشتن پارسیان 10-15 شمشیر اسپارتایی در بدن آنها فرو می رفت!
  3. اصولا در آن زمان گرانی پارچه در یونان بوده به همین علت زنان یونانی مجبود بودند با همین مقدار پارچه اندک برای خود جامه تهیه کنند!
  4. احتمالا سردار اسپارتایی از وضع اقتصادی پایین تری نسبت به بقیه مردم شهر برخوردار بوده که وی نیز قادر به تامین لباس برای همسر خویش نبوده است. این سردار نمونه بارز یک مسئول با وجدان برای خدمت به مردم در کشور ما می باشد!
  5. احتمالا گرانی پارچه در یونان به ایران نیز سرایت کرده و باعث شده سپاه ایران که همیشه از لباس های یکدست بلند و سر هم استفاده می کردند اینگونه به جنگ یونانیان بروند!
  6. احتمالا به علت گرانی بعد از عید و سهمیه بندی کردن بنزین در ایران، سپاه ایرانی موفق به تهیه سپر نشده بودند و سپر های  معروف ایرانی را که در جهان شهره بود را به همراه خود نیاوردند!
  7. احتمالا خشایارشا از شامپوهای غیر استاندارد استفاده می کرده که به این حال و روز دچار شده چون تا آنجا که در تاریخ است، پادشاهان هخامنشی همیشه داری مو و ریش بلند بوده اند!
  8. احتمالا خشایارشا از همان دورن کودکی طرفدار سرسخت گرده متالیکا بوده و به علت پیش آمدن جنگ، فرصت برگرداندن وضع ظاهری خود را به حالت پادشاهان هخامنشی نداشته. این فرضه در مورد مابقی ایرانیان با توجه به وضع ظاهری آنان محتمل است!
  9. احتمالا ایرانیان به دلائلی مانند حضور در جشن هسته ایی یا استقبال گسترده از رئیس جمهور آن زمان که به سفر استانی رفته بوده، فرصتی برای جنگیدن در یونان پیدا نکرده اند و اکثرا عرب ها و افغانی ها را برای این جنگ اعزام کرده اند!
  10. تمام سربازان اسپارتایی از مسابقه قوی ترین مردان اسپارتا تعطیل شده و به جنگ آمده اند. احتمالا رضا قرایی در آن زمان در ایران هنوز داشته به آن موضوع فکر می کرده و نتوانسته در جنگ شرکت کند!
  11. چون چند نسل قبل کورش نظام برده داری انسانها را ملغی کرده بود ایرانیان مجبور شده بودند برای جنگ هایشان از سیاره های دیگر منظومه شمسی موجودات عجیب الخلقه فضایی را نیز به کره زمین بیاورند!
  12. چون قیافه اکثر موجودات فضایی موجود در لشکر ایران وحشتناک بوده، ایرنیان مرام گذاشته و برای اینکه یونانیان از ترس سنکوپ نکنند روی صورت این موجودات ماسک نصب کرده اند.
  13. احتمالا برداشتن زیر ابرو در مردان نیز از زمان خشایارشا در ایران رایج بوده و با سفر او به یونان این فرهنگ به اروپا منتقل شده است!
  14. اصولا نقطه ضعف انسانها در آن زمان گردنشان بوده که به خاطر شل بودن آن به راحتی جدا می شده بنابرین در جنگ سربازان سعی می کردند از این ناحیه به دشمن ضربه بزنند!
  15. احتمالا خشایارشا متوجه شده که یونانی ها اکثرا قادر به تکلم به زبان انگلیسی هستند، بنابراین قبل از سفر به یونان در یک دوره کلاس های فشرده زبان انگلیسی شرکت کرده و یا نوار های آموزش زبان انگلیسی نصرت را خریداری نموده است!
  16. اصولا کورش که 2500 سال پیش منشور حقوق بشر شامل بیمه نمودن کارگران و عدم برده داری و تساوی حقوق را تهیه کرد اصالتا یونانی بوده و یونانی ها چند نسل بعد برای اجرای فرامین کورش با ایرانیان اختلاف پیدا کرده و کارشان به جنگ می کشد!
  17. به ازاء هر 1000 ایرانی یک اسپارتایی به طور کاملا اتفاقی کشته می شده. در واقع آنچه در فیلم شاهد هستیم پیروزی قاطع اسپارتایی ها است اما ایرانی های بدجنس در آخر جنگ بدون توجه به اصول فیرپلی با داور جنگ تبانی کرده و جنگ را سه بر صفر به سود خود در تاریخ ثبت می کنند!
  18. و در آخر اینکه ایرانی ها همیشه انسان هایی فوق العاده منطقی بوده اند و از تصرف یونان گرفته تا غنی سازی اورانیوم همیشه سعی داشتند در ابتدا مشکلات را با مذاکره حل نمایند اما همیشه این اجنبی های نامرد وسط حرف های طرف ایرانی حوصله شان سر می رود و به طرف او حمله می کنند و جنگ آغاز می شود.....
+ نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 12:48 توسط مارکوپولو |


خدمت مقدس سربازی نوعی خدمت داوطلبانه اجباری است که به مدت دو سال توسط جوانان برومند کشور اجرا می گردد. در حقیقت این خدت نوعی خدمت جوانان به درجه داران محترم نظامی می باشد برای خرید مایحتاج منزل، رانندگی، پاسبانی از منزل و انجام بقیه امور روزانه آنان.

دانشمندان بی شماری در زمینه علت تقدس خدمت مقدس سربازی تحقیق نموده اند اما تا لحظه نگارش این مقاله دلیل خاصی برای این امر ذکر نشده است.

قانون خدمت سربازی از زمان شاه سوم سلسله آق قویونلو ها تا کنون بدون تغییر باقی مانده است بجر مدتی قبل که گویا به علت اجبار در عزیمت تعدادی از آقازاده های بزرگان به سربازی، و جلوگیری پدران مربوطه از اعزام فرزند دلبندشان، قانون خرید خدمت عنوان و چندی نیز اجرا گشت اما پس از مدتی به علت احتمالی یافتن راه های دیگر غیر از خرید خدمت برای جلوگیری از مراجعت دلبند آنان به خدمت مقدس، این قانون منتفی گشت.

اخیرا درخواست های زیادی از طرف جوانان برای کم نمودن طول خدمت داوطلبی آنان به مقامات ارائه شده اما این مقامات حاضر کوتاه نمودن زمان خدمت جوانان به خودشان نشده اند.

دوران سربازی که به آن مرد شدن اجباری جوانان نیز لقب داده اند به درجه داران این امکان را می دهد تا تلافی رویداد های داخل خانه را که توسط عیال مربوطه اعمال می شود را به نوعی درآورند.

در دوران سربازی شنیدن چنین جملاتی محتمل می باشد:

  • آش خوووووووررررررر!!!
  • حالا فعلا دو کیلو گوشت بگیر ببر خونه ما... بعد که اومدی درباره مرخصی ات صحبت می کنیم...!
  • چند ماه خدمتی!؟ بچه کجایی!؟ سرهنگ محمدی رو می شناسی!؟
  • برای چی دیر اومدی دنبالم...پنچر شد که پنچر شد... دو ماه اضافه خدمت...!

 

از کرد و بلوچ و فارس و تازی               تا ترک و لر و مهندس و دکـــــــتر و قاضی

راه فــراری نیست باید بروی               به خدمت مقدس، به پادگان، به سربازی

+ نوشته شده در شنبه 18 فروردین1386ساعت 10:52 توسط مارکوپولو |


نوشته های زیر چند برگ از دفتر خاطرات یک خانم دختر است که گویا در هفته اول ورود ایشان به دانشگاه در رشته زمین شناسی نوشته شده است. خواهشمند است فرد مذکور با دادن نشانی، نوشته ها را تحویل بگیرد.
 
شنبه
واییییی.... نمی دونییییید.... امروز یه چیز جالب فهمیدم... هیچ می دونستید که ماه و خورشید دو تا هستن!؟ خیلی جالبه ها... فکرشو بکنید... یعنی ما یه ماه داریم یه خورشید... من تا حالا فکر می کردم ماه و خورشید یکیه، ولی صبح ها بهش می گن خورشید، شب ها می گن ماه...! واییییی نمی دونید چقدر خوشحالم که تو دانشگاه قبول شدم، امروز که زمین شناسی پیش نیاز داشتیم، آقا معلم اینو بهمون گفت، البته اینجا به آقای معلم می گن استاد. راستی یه دوست هم پیدا کردم، اسمش رومینا هست، کلی با هم خندیدیم، اون دیگه از من هم بدتر بود، باورش نمی شد زمین گرد هست! بهش گفتم خب دختر... پس این همه گالیور زحمت کشید به تو ثابت کنه زمین گرد هست باز به خرج تو نمی ره!؟
 
یک شنبه
وای نمی دونید امروز رومینا چیکار کرد... یه پسر اومده بود جزوه دیروز رو ازش بگیره، نزدیک دو سه دقیقه با هم حرف زدن! وایییی نمی دونید.... من که داشتم آب می شدم می رفتم تو زمین. انگار همه دنیا داشتن نیگام می کردن... نمی دونم خود رومینا خجالت نمی کشید!؟ باهاش قهر کردم... دختر بی تربیتی هست...!
 
دوشنبه
با رومینا آشتی کردم. نشستم فکر کردم دیدم بیچاره حق داره، خواستگار نداره، خب شاید اینجوری بختش وا بشه، راستی همون پسر دیروزیه اومده بود سراغ من می خواست ازم جزوه بگیره، می گفت خط رومینا بد بوده... حالا رومینا با من قهر کرده، نمی فهمم... مگه کار بدی کردم...؟ هرچی قسمت باشه پیش میاد...!
 
سه شنبه
رومینا باهم آشتی کرد. امروز پسره احمق رفت سراغ یه دختر دیگه تا جزوه بگیره، واه واه واه... پسره بی شعور...کلی جزوه مو مسخره کرد... خب من از کجا باید می دونستم که خاطره ایی که استاد از روزای نامزدی اش با خانومش تعریف کرد تو امتحان نمیاد...!؟
 
چهار شنبه
چه رسم جالبی... اینجا معروفه می گن هر دختری جزوه اش خوش خط و کاملتر باشه زودتر شوهر گیرش میاد... رومینا حتی چک نویس هاشو هم با چند رنگ خودکار می نویسه... امروز جزوه شو که دیروز داده بود به یه پسر پس گرفت، نمی دونم داشت بین جزوه دنبال چی می گشت... ولی هرچی بود پیدا نکرد... خیلی حالش گرفته شد...!
 
پنج شنبه
امروز آقا معلم... ببخشید استاد ازمون کوئیز گرفت... واییییی من همه رو نوشتم... استاد کلی خوشش اومده بود... زیر برگه کوئیزم یه شماره تلفن نوشته بود... فکر کنم می خواد بهم جایزه بده ولی جلوی بچه ها روش نشده... رومینا می گه خوش بحالت... نونت تو روغنه... ماموریتت تو دانشگاه تموم شد! نمی فهمم منظورش چیه...!
 
جمعه
امروز زنگ زدم... استاد ازم خواستگاری کرد... واییییی نمی دونید چه حس خوبی داره... اگه با هم ازدواج کنیم حتما پایان ترم نمره ام بیست هست! رومینا بهم می گه مگه تو مغز خر خوردی که می خوای تا آخر ترم دانشگاه بیای... دانشگاه مال ما مجرد هاست! نمی دونم چرا این حرف رو می زنه... حسووووود.... نمی تونه ببینه من توی یه درس مفت و مجانی بیست بگیرم...!
+ نوشته شده در جمعه 10 فروردین1386ساعت 12:9 توسط مارکوپولو |


مملکت جالبی داریم. همه برای خدمت رسانی به مردم گوی سبقت رو از هم می دزدن. حالا حتی اگه این مردم همیشه در صحنه نخوان کسی بهشون خدمت کنه باز سینه زنی برای مردم جزیی از برنامه های یه عده هست. دولت می گه ساعت رسمی کشور نباید تغییر کنه برای حرفش هم دلائل و شواهد بی شماری داره که هنوز جز خودش کسی اونا رو مشاهده نکرده. از این طرف نماینده های مجلس که از طرف ما وکیل هستن تا حرف ما رو به کرسی بنشونن می گن ساعت باید تغییر که دلیلشونم کشور های پیشرفته اروپایی و امریکا و سالها تجربه اون تو کشور خودمون هست. حالا اینکه حرف مردم به کرسی بشینه یا حرف دولت چیزیه که قراره بعد از تعطیلات نوروز مشخص بشه فقط این وسط من متوجه یه چیز نشدم. قوه مقننه یا همون مجلس کارش قانون گذاریه و دولت یا همون قوه مجریه کارش اجرای قانون هایی است که از طرف مجلس وضع شده. این چیزیه که توی کتاب مدنی سال اول راهنمایی هم نوشته شده. البته ممکنه قوانین از اون موقع تا حالا و مخصوصا از شهریور سال ۸۴ به این طرف تغییر کرده و ما خبر نداریم. به هر حال چون دولت مهمترین دلیل خود برای عدم تغییر ساعت رسمی کشور را سردرگمی مردم عزیز اعلام کرده، اینجانب شخصا متعهد می شوم که در این زمینه دچار هیچ گونه سردرگمی نخواهم شد و اگر نگران مابقی مردم محترم هستید می توانید برای آموزش بیشتر برای عقب و جلو کردن ساعت ها، از تیزر های تلوزیونی نیز استفاده نمایید تا آنها نیز دچار سردرگمی نشوند.
+ نوشته شده در دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 11:34 توسط مارکوپولو |


                        

سلام

سال نو مبارک... یه بار دیگه سال جدید شد ولی یه نیگاه به پشت سرتون بندازید... درست یک سال پیش یه همچین روزی... حس نمی کنید همین دیروز بود؟ من که لحظه لحظه اتفاقات پارسال داره تو مغزم مرور می شه. بهتون قول میدم هنوز چشم رو هم نذاشتین امسال هم می گذره و سال دیگه و سال های دیگه عین پارسال می گذرن. این وسط من خیلی شور و شوق دارم تا ببینم امسال رو به نام کی نام گذاری می کنند... البته بعید نیست امسال سال شیخ حسن نصرا... نام گذاری بشه!!! امیدوارم همه بتونن از این تعطیلات نوروز کمال سوء استفاده لازم رو بکنند و حسابی به سفر برن. من که امسال بر خلاف سال های پیش که عمدتا لحظه تحویل سال رو تا آخر ۱۳ در مسافرت بودم الان در خانه نشستم و هنوز برنامه خاصی برای مسافرت نداریم. هیچ وقت فراموش نکنید، ۱۳ روز تعطیلات هر چند هم که برای اقتصاد کشور مخرب باشه یه سنت قدیمی هست که نباید بذاریم ازمون بگیرن. اگه دقت کرده باشید این روز ها هرچی نماد ملی ما هست رو دارن نابود می کنند و تا دلتون می خواد برای افزایش نماد های مذهبی کاذب رو به ساختن امامزاده هایی میارن که اصلا وجود خارجی نداشتند. نباید بذاریم نماد های ملی مونو ازمون بگیرن. براتون آرزوی همه چیز های خوب رو دارم. امیدوارم تمام مریض ها به سلامتی، تمام عاشق ها به معشوق و همه آدم های خوش قلب به آرزو هاشون برسن. در آخر توجه شما رو به برنامه های متنوع و زیبای تلوزیون که شامل فیلم های سینمایی محدوده زمانی ۱۰۰ تا ۲۰ سال قبل امریکای جنایتکار که اونقدر دستکاری شده که کارگردان فیلم هم نمیتونه از موضوع داستان سر در بیاره، فیلم های طنز که با موضوعات و کادر هنرپیشه های قبل و با نام کارکتر های جدید تهیه شده و تحمل جمله های تکراری مجریان تلوزیون در تبریک ایام عید، جلب می کنم. خوش باشید...

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 9:46 توسط مارکوپولو |